|
|
با درود به معلمانی که جرات اندیشیدن را میآموزند نه اندیشه ها را
آنچه در دنیای امروز مایهی موفقیت ملتها می باشد گذشته از وجود منابع و تلاش مردم برخورداری از مـــــهارتهای لازم برای استفادهی عاقلانه از آن منابع است.
امروزه در همهی کشورهای جهان به مسئلهی آموزش علوم اهمیت زیادی میدهند ، زیرا گردانندگان فردای جامعهی بشری ،امروز در پشت میزهای کلاس درس نشستهاند و ایجاد آمادگیهای لازم در آنها بر عهدهی من و شماست.
معلم و مربی به عنوان راهنما و عنصر اصلی در تعلیم و تربیت دارای نقش اساسی در فرآیند یاددهی – یادگیری است. این نقش از آن جهت مورد توجه قرار دارد که اهداف نظام آموزشی با هدایت و تدبیر و همت او محقق میشود. واضح است که موفقیت یک معلم در تحقق یافتن اهداف تعلیم و تربیت به میزان موثر بودن و جذاب بودن فعالیت،ها و شیوههای تدریس وی بستگی دارد. از یک سو بهبود کیفیت آموزشی، جز از طریق داشتن معلمین آگاه و دلسوز و توانمند در امر تدریس صورت نمیپذیرد.
تفاوت بین معلم متخصص باتجربه و کارآمد و معلم غیر متخصص و کم تجربه این است که معلم با تجربه قبل از آموزش، در زمینه فعالیت های آموزشی میاندیشد وعناصر مهم و موثر بر آن را مورد بررسی قرار میدهد و سعی می کند که از مجموعه امکانات در فرآیند یاددهی- یادگیری بهرهگیری مناسب داشته باشد . اما معلم غیرمتخصص و بی تجربه بدون اندیشیدن به نتایج و فرآیند فعالیت و بهرهجویی بهینه از امکانات ، شروع به تدریس می کند.
از این رو با توجه به اینکه تدریس یک نوع فعالیت تعاملی بین معلم و دانش آموزان است که به منظور تسهیل در یادگیری باید دارای نظم و ترتیب و هدفمند باشد، میتوان دریافت که چنین فعالیتی نیازمند مراحل اجرایی بسیار دقیق و منظم است. مراحل اصلی در فرآیند تدریس طراحی آموزشی ، اجرا و ارزشیابی میباشند. بدون شک یکی از مهمترین مراحل در فرآیند یاددهی – یادگیری طراحی آموزشی است ، زیرا که در واقع طراحی آموزشی نقشهی کار یک دبیر موفق و موثر است وخیلی دقیق اهداف و نوع فعالیتهای آموزشی معلم و دانش آموزان اورا ، هم چنین مواد و وسایل لازم برای آموزش را پیش بینی میکند و راه رسیدن به مقصود نهایی آموزش را در پیش روی معلم و فراگیران قرار میدهد.
در یک طرح درس خوب و تنظیم شده فاکتور های بسیاری از جمله روش تدریس مناسب باید مورد بررسی و توجه قرار گیرد و بدون دانش و آگاهی لازم انجام یک طراحی منظم و مفید آموزشی امکان پذیر نخواهد بود . زیرا در ارائهی یک طرح آموزشی، روش آموزشی قسمت های مختلف آن باید کاملا مشخص شود . استفاده از روش های فعال و نوین آموزشی سالهاست که مورد توجه دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرار گرفته است و در بحثهای مفصل به مقایسهی روشهای نوین آموزشی (فعال) و روشهای سنتی (انفعالی و غیرفعال) پرداخته اند و به طور خلاصه میتوان گفت در این روشها دانش آموزان ، ضمن انجام فعالیتها و یا کسب تجربه ، خود در تولید مفاهیم شرکت دارند و به طور مستقیم نتایج هر تجربه را بدست میآورند و در مقابل معلم راهنمای یادگیری است و به جای پاسخ مستقیم به پرسشهای دانش آموزان ، می کوشد با پرسشهای متعدد از دانشآموزان ، آنها را به طرف پاسخ صحیح هدایت کند و به جای حل مستقیم مشکل دانش آموز، سعی دارد که طرح مسئله کند و دانش آموز را به اندیشیدن و فکر کردن عادت دهد.
از طرفی دانشآموز با تمام افراد گروه به بحث و گفتوگو میپردازد و افراد در کنار هم کار میکنند و در نتیجه بسیاری مطالب را از یکدیگر میآموزند و معلم به دانشآموزان پاسخ کلیشهای نمیدهد و از روشهای پرسش و پاسخ سنتی دوری میکند و سعی میکند پرسشها به طریقی مطرح شود که قابل بحث در کلاس باشد و فقط دارای یک پاسخ نباشد تا فرصت گفتوگو برای همهی دانشآموزان فراهم گردد.
بنابراین میتوان گفت هدف از طراحی آموزشی فراهم کردن امکانات یادگیری است. به عبارت دیگر معلم قبل از شروع آموزش باید همه چیز را پیش بینی و آماده ساخته و برنامهی خود را بنویسد و در این راه اگر محتوا و روش آموزشی متناسب با هدف های آموزشی انتخاب و تنظیم نشود هرگز دانش آموزان به اهداف تعیین شده نخواهند رسید.
انتخاب روش تدریس در فرایند طراحی ، تعیین کنندهی نوع وظایف معلم و زمینه ساز فعالیتهای دانشآموزان در کلاسهای درس میباشد چرا که شامل سازماندهی فعالیتهای آموزشی ، به کارگیری وسایل آموزشی ، اتصال حلقههای یادگیری ، راهنمایی و هدایت گروههای همیاری و نظارت و رهبری آموزش گروهی و انفرادی است. و از آنجا که تدریس فعالیتی هدفدار و تعاملی است ، راهبردها و شیوه های تدریس ابتدا باید به صورت معقول و منطقی تحلیل شوند و چهار عنصر : اهداف آموزشی ، سبکهای یادگیری دانشآموزان ، محتوای آموزشی و امکانات موجود را در انتخاب روش تدریس خود مورد توجه قرار دهد و هرگز نباید بدون تحلیل موقعیت، روش آموزشی خاصی را در نظر گرفت. روشهای تدریس فعال (نوین) را میتوان در گروههای زیر بطور خیلی خلاصه معرفی کرد:
- روش تدریس تفحص گروهی(بحث گروهی): اساس کار این روش رسیدن به روحیهی جمعی برای کار کردن است و دانشآموز باید برای ارائهی هر نظری دربارهی مسایل و یا برای طرح سوالی دربارهی یک رویداد یا یک شئ جستجو و کاوش کند و سپس اظهار نظر کند. این گونه تلاشها سبب بهدست آوری دانش و موفقیت بهتر و مطلوبتری میشود.
- روش تدریس کاوشگری ( تحقیق): هدف اساسی این الگوی تدریس تقویت فرآیندهای تفکر استقرایی و استدلال علمی است. زیرا طرفداران این روش انسان را به طور طبیعی محقق و پژوهشگر می دانند و بر این باورند که دانشآموزان توانایی پیگیری فرایند تحقیق را دارند و معتقدند میتوان تحقیق کردن را به کودکان هم آموخت. بنابراین هدف، وارد کردن مستقیم دانشآموز به جریان تفکر و پژوهش علمی است.
- روش تدریس آزمایشگاهی: این روش از سالیان دور برای آموزش علوم تجربی بهکار می رفت اما با توجه به اثر گذاری آن، امروزه در آموزشهای غیر از علوم تجربی نیز به کار میرود. از ویژگیهای مهم آن این است که مرز ساختگی بین کلاس و آزمایشگاه و ذهن و عمل را بر هم میزند. همچنین بر خلاف تصور عموم وجود آزمایشگاه به مفهوم استفاده از روش آزمایشگاهی نیست زیرا آزمایشگاه فقط میتواند زمینه ساز باشد ولی مهمتر از آن مهارت استفاده از روش تدریس است. زیرا هدف نمایان شدن خصیصههای رخدادها و مواد ، تجزیه و تحلیل و ترکیب رخدادها و مواد و روابط بین آنهاست.
- روش تدریس ساختگرایی: ساختگرایی ریشهی عمیقی در فلسفه آموزش و پرورش دارد. ساختگرایان بر این باورند که یادگیرنده باید به صورت آگاهانه و به منظور معنا بخشیدن به انواع پدیدههای هستی اقدام به ایجاد ساختهای ذهنی کند و از نظر آنها انسانی موفق است که بتواند بیشترین تفسیر را از هستی یا جهان داشته باشد. نظام نظریهی ساختگرایه، دانشآموز را وامیدارد که یادگیری و طرز یادگیری خود را شخصا بهعهده گیرد.
- روش تدریس یادگیری تسلط یاب: هدف اساسی طرفداران این روش جهت دادن دانشآموزان به سمتی است که در آن به سطح رضایتبخشی از یادگیری و مهارت دست یابند و یکی از اهداف آموزش یکسان کردن بازدههای یادگیری یعنی همزمانی آموزش است و نتیجهی نهایی احساس رضایت درونی از یادگیری است.
- روش تدریس بدیعه پردازی (نوآفرینی): از دیدگاه سنتی خلاقیت امری ذاتی و غیر قابل آموزش است اما نظریهپردازان این روش معتقدند که خلاقیت را در امور روزانه هم میتوان دید و میتوان فعالیت های روزمره را خلاقانه کرد. زیرا خلاقیت، فعالیت پوشیده و اسرار آمیزی نیست. هدف اساسی بدیعه پردازی شکستن قواعد مرسوم و خلق باورها ، افکار و ...است.
- روش تدریس یادسپاری: زندگی بدون حافظه بسیار نامطلوب و آزاردهنده است. به این دلیل انسانها راههای مطلوبی برای یادسپاری اطلاعات برای خود پیدا میکنند. هدف اساسی روشهای یادسپاری، ایجاد مهارت لازم برای دریافت درست اصول، مفاهیم، واقعیتها و ... میباشد. اهداف آموزش و پرورش از طریق تسلط فراگیران بر محتوای علمی صورت میگیرد و این ممکن نیست مگر این که به صورت معنا داری بتوانیم اطلاعات لازم را به یاد سپاریم.
- روش تدریس ایفای نقش: در این روش تلاش میشود به دانش آموز کمک شود تا معنا و مفهوم خویش را در درون فضای اجتماعی که در آن زندگی میکند پیدا کند و نکات مبهم تصورات خود را در بارهی وجود خویش با کمک گرفتن از گروههای اجتماعی روشن کند. هدف اصلی در این روش کمک به یادگیرنده است تا شخصیتی متفاوت از خود بسازد و این مهم را در قالب آنچه در مواد درسی پیشبینی شده است پیدا کند.
- روش تدریس مبتنی بر نظریهی فراشناخت: فراشناخت یعنی « آگاهی داشتن بر نظام شناختی و کنترل هدایت آن» و معمولا شناخت را مترادف با تفکر میگیرند. پس فراشناخت را میتوان آگاهی بر جریان تفکر هم تعریف کرد. هدف این روش کمک به دانشآموز برای اندیشیدن و پرورش مهارت فکر کردن است. زیرا اگر فرد بتواند در فرایند عملیات شناختی خود، آگاهیداشته باشد و از آنچه در حافظه دارد مطلع گردد میتواند مطلوبترین شکل انتقال اطلاعات را بروز دهد.
منابع:
- طراحی آموزشی ، دفتر آموزشهای نظری و پیشدانشگاهی.
- آموزش مهارتهای یادگیری ، ترجمه طاهره رستگار و حسین دانشفر.
- روشهای نوین تدریس ، دکتر محمد احدیان.
- آشنایی با یادگیری از طریق همیاری ، ترجمه مجید ملکان و طاهره رستگار.
